بگــــذار دنيـــا هـرچـــه ميـخــواهـــد پيــله کنـــد .
ميشه از فاصله ها گله ميکنيم ..شايد يادمان رفته که...
در مشق هاي کودکي براي فهميدن کلمات کمي فاصله
لازم بود...
به نگاهم که مستانه تورا باور کرد يا به افسونگري چشمانت که
مرا سوخت و خاکستر کرد؟ خنده دار است بخند ...
آهاي.. . با توام…
تـو يادت نـــرود!!!
من به خاطرتــو آتـــــــش گرفته ام...
××.?.××××.?.?.×××× دخملـ ــکـ، ديـفــِِــونــ ــه ××××.?.?.××××.?.××
بعضي وقتا آدم ها يه کارهـــايي مي کنن
که ديگـــــه نمي توني دوسـتشون داشته باشي ...
اما عجيــب دلت واســه دوست داشتنشون تنگــ ميشه !!
حتي کفش هم اگر تنگ باشد زخم ميکند ،
واي به وقتي که دل تنگ باشد !
بگـــذار ســـرنوشـــت راهـــش را بـــرود ... !
مـــن ،
هميــن جا ،
کنار قـــول هـايت ،
درســــت روبــروي دوســـت داشتـــنت
و در عمــــ ـــق نبـــودنت ،
محـــــ ـــکم ايــستاده ام ...
من مي نويسم
و
تو نمي خواني!
اما
مخاطب که تو باشي....
مديونم اگر ننويسم